شنبه سیزدهم تیر 1388
یا علی جان من و جانان تو
یا علی درد من و درمان تو
یا علی یاری کن و دستم بگیر
یا علی دست من و دامان تو
یا علی خاک حریمت چون زر است
یا علی فقر من و احسان تو
من به نام پاک تو دل بسته ام
یا علی پای من و ایوان تو
یا علی چله نشین صحن تو
یا علی بَست من و بُستان تو
یا علی عشق تو در رگهای من
یا علی روی من و چشمان تو
یا علی ما با ولایت زنده ایم
یا علی کام من و عرفان تو
یا علی دّر نجف مُهر شماست
یا علی اشک من و مژگان تو
من به ایوان طلا خو کرده ام
یا علی شعر من و دیوان تو
" من یمت " صبر دلم را دل برده است
یا علی مرگ من و پیمان تو
یا علی در انتظار رحمتم
یا علی ظرف من و میدان تو
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
یا علی مِصر من و کنعان تو
یا علی، ذکر سحرگاه من است
یا علی ذکر من و قرآن تو

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
ای سید و مولای ما بنما دعا برای ما
چهارشنبه ششم خرداد 1388
چرا در ماتم زهرا نگریم ؟
چرا در ماتم زهرا نگریم ؟
چرا در این غم عظمی نگریم؟
علی تنهاست در اندوه زهرا
چرا با او در این شبها نگریم ؟
حسن اندر فراقش خون فشان است
چگونه من بر این غمها نگریم ؟
حسین فاطمه گریان و محزون
شود آیا بر این غمها نگریم ؟
علی تنها شده با کودکانش
چرا من بر غم مولا نگریم ؟
غم و درد علی پایان ندارد
چرا آخر به دورانها نگریم ؟
علی پنهان کند اشکش ز طفلان
چرا چون او به صحرا ها نگریم ؟
علی می گرید و همدم ندارد
چگونه من چو او تنها نگریم ؟
علی از داغ زهرا داغدار است
چرا با آه و واویلا نگریم ؟
ز اندوه علی من خون فشانم
چگونه بر مصیبتها نگریم ؟
یکشنبه سوم خرداد 1388
ای خدا بنما عنایت بر حمید
چند بیتی تقدیم به دوست قدیمی آقای امامی ..... باور کنید که به قلبم الهام شد و من کاره ای نبودم .....
هر زمان یاد عزیزان می کنم
اشکها در دیده افشان می کنم
چون خدا خوانده است خوبان مرا
صبر بر پیمان یزدان می کنم
من یقین دارم پدر نزد خداست
دیده را زین مژده تابان می کنم
مادرم با فاطمه شد همنشین
وه که جان را نور باران می کنم
بهر شادی عزیزانم مدام
هدیه ها از بهر ایشان می کنم
مادرم در باغ رضوان جاگرفت
زین سبب من شکر رحمان می کنم
باب نیکویم به نزد مرتضاست
من دعا تقدیم ایشان می کنم
سوره قدر و نماز و فاتحه
نذر ایشان من کماکان می کنم
تا که ایشان را به خوابی بنگرم
نذر ها من با دل و جان می کنم
در قم و در مشهد و بیت الحرام
من زیارت بهر آنان می کنم
بهر خشنودی آنان از حمید
هر چه را بهتر بود آن می کنم
ای خدا بنما عنایت بر حمید
جان و تن تقدیم رحمان می کنم

پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
اهل عالم عشق من معصومه است
اهل عالم عشق من معصومه است
نور چشم و روح من معصومه است
بشنوید از دل که غوغا می کند
تک ترین محبوب من معصومه است
گل که نه دردانه موسی الرضاست
دانه الماس من معصومه است
با کرامت نام او مشحون شده
همدم شبهای من معصومه است
خواهر ماه علی موسی الرضا
آخرین امید من معصومه است
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
عجب نوری است در سیمای بهجت

عجب نوری است در سیمای بهجت
چه سودایی است در صهبای بهجت
یقین محو جمال یار گشته
که در دل باز گشته نای بهجت
خوشا دلداده عشق الهی
جهان پرگشته از آوای بهجت
همه افرشتگان در صف نشسته
به استقبال از آقای بهجت
تو یکدم از خدا غافل نبودی
بدینسان شهره شد آقای بهجت
خوش آسودی تو در درگاه بانو
چه لبخندی است در سیمای بهجت
به پابوس کریمه آرمیدی
که قم شد جنة الماوای بهجت
طلب کن از خدا غفران و رحمت
به نام معجزه آسای بهجت
یقین بهجت شده مهمان یزدان
که خوش نوری است در سیمای بهجت
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
من مست جام و این سبو معصومه خانم
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
در سوگت عزاداریم
امشب علی موسی الرضا خواهر ندارد
او خواهر معصومه اش در بر ندارد
در قم همه در سوگ او غرق عزایند
او جز غم محبوبه اش در سر ندار د
رحلت شهادت گونه ات تسلیت باد ای بانوی بزرگوار و ای صاحب کرامت نبوی ......
السلام علیک یا فاطمه معصومه

پنجشنبه ششم فروردین 1388
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد (1)
آری این وعده حتمی چو عیان خواهد شد
تو مباشی نگران از ستم اهل جفا
چشم ما هم به جمالش نگران خواهد شد
غم مخور از گذر عمر به دوران شباب
قسمت و لطف الهی به همان خواهد شد
قلب عالم ز فراقش شده چون زار و نحیف
نور مهدی به رگش چون شریان خواهد شد
به جهان خفه از مستی و بیداد و جفا
انفجاری به زمین و به زمان خواهد شد
خوش سرا ای دل حسرت زده از نغمه یار
نغمه ای بر نفس پیر و جوان خواهد شد
1-- استقبال از بیت معروف حافظ
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
گرچه در سوزت هماره مست و گریانم رضا
کاش این شبها در حرمت بودم و در سوگت اشک ماتم می ریختم ، کاش در صحن سقاخانه ات بودم و به قربان کبوتران حرمت می گشتم، کاش با زائران و خادمان دلسوخته ات همراه می شدم و در عزایت سوگواری می کردم ... شهادتت تسلیت باد ای امام مهربان من ....
گرچه در سوزت هماره مست و گریانم رضا
هست نام و یاد تو آرامه جانم رضا
دورم از صحن و سرایت ای امام مهربان
لیک آن عطر حریمت ، نور چشمانم رضا
هر شب و روزم بیاد نرگس چشمان تو
غرق اشک و آه چون رود خروشانم رضا
قبله من مشهد و صحنت حریم خانه ام
من که از دوری روی تو پریشانم رضا
هر کجا رو می کنم نام تو خوش جلوه گر است
من به قربان صفایت ، ماه تابانم رضا
می شود روزی خطابم تو نمائی "خادمه "
من فدای این خطابت ، جان جانانم رضا
من سلام خواهرت را می رسانم سوی تو
کاش می شد بشنوم نام تو با جانم رضا
جان به قربان علی موسی الرضا و خواهرش
من ز عشق پاکتان لبریز بارانم رضا
در فضای صحن تو احساس رحمت می کنم
کی شود آخر ببینم عشق و سامانم رضا ؟
در فراق تو چه شبهایی که با اشک مدام
خسته و دلبسته و محزون و گریانم رضا
۵ اسفند ١٣٨٧
