یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386
چشمهای اشکبارت کربلایی دیگر است .......
باز هم خدا خیرت دهد استاد که مرا با دنیای زیبای شعر و شاعری آشتی دادی و این توفیق را نصیبم ساختی که تحفه ای هر چند نا قابل به ساحت پر برکت اهل بیت پیامبر تقدیم کنم . از تو متشکرم استاد ارجمند و تو را سپاسگزارم خدای مهربان و بزرگ من
تقدیم به ساحت مقدس دخت گرامی ابا عبدالله الحسین علیه السلام
حضرت رقیه سلام الله علیها
گریه های جانگدازت نینوایی دیگر است
عاشقان این حرم را چون فراتی دیگر است
دستهای کوچکت حقا بیانی دیگر است
این کرامت در وجودت افتخاری دیگر است
این مه تابان پدر را برگ یاسی دیگر است
آن سرشک خون فشانت غمگساری دیگر است آن نگاه آتشین آتشفشانی دیگر است پاک کن اشکت که بابا را نگاهی دیگر است خنده کن این خنده بر قلب حسینت خوش دوایی دیگر است هر کلام در فشانت را سلامی دیگر است این نوایت بر پدر شیرین زبانی دیگر است این روایت با پدر زیبا کتابی دیگر است این ندای عاشقانه از جهانی دیگر است بوسه بر لب زن که این صوت از لبانی دیگر است در طریق عشقبازی این مرامی دیگر است آفرین بر غنچه زهرا که این زیبا حیایی دیگر است این چنین بوسیدنی را رمز و رازی دیگر است این چنین پیمودنی بر رسم و راهی دیگر است این سعادت مر مرا چون آرزویی دیگر است

