پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
من زینب به تمنای تو با آه و نزار آمده ام
شبه ابیات زیر را از زبان بانوی مصیبت کشیده کربلا زینب سروده ام که وقتی برای اولین بار پس از عاشورا بر سر مزار برادر می نشیند ، چگونه با او نجوا می کند ..... باشد که مقبول درگاه این بانوی بزرگوار قرار گیرد ......ان شاء الله
بهر دیدار تو با سینه زار آمده ام
از غریبی سفر ، روی نزار آمده ام
من عاشق نتوان طاقت دوری رخت
به تمنای تو با قلب فکار آمده ام
حسرت روی تو و بوی تو و صوت حزین
اینهمه در طلبت زار و نزار آمده ام
به یقین با خبری از سفر و سختی راه
با همه رنج سفر در شب تار آمده ام
من به قربان سر و روی تو و مقبر تو
خوب دانی که چرا اینهمه زار آمده ام
جان من باز نپرسی ز جدائی عزیز
بی رقیه همه با سختی کار آمده ام
ای فروغ رخ تو شمس دل آرای جهان
به فروغ رخ تو اینهمه بار آمده ام
ای نفس باز بگو از جگر تشنه به آب
من به ذوق نفست یکه سوار آمده ام
ای حریم حرمت منطقه عشق خدا
من به عشق حرمت موج سوار آمده ام
ای عزیز دل تو دست علمدار خدا
بهر بوسیدن آن یکه سوار آمده ام
وه خوش آنروز که در بحر تو گردم سر مست
من زینب به تمنای تو با آه و نزار آمده ام
زهرا فراهانی - اسفند ١٣٨۶
سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387
باز هم افزون شود شرمندگی
یا ابا صالح المهدی
میلاد پدر بزرگوارتان را تهنیت عرض می کنیم
با آرزوی تعجیل در فرج شما امام بزرگوار
شبه ابیات زیر را به پیشگاه پدر بزرگوارتان تقدیم می کنم
هر چه می گویم ز اولاد علی
باز هم افزون شود شرمندگی
هر چه گویم خوش اجابت می کنند
ای خدا مردم از این شرمندگی
از دل معصومه اش شرمنده ام
گشته ام افسون این شرمندگی
عشق زهرا در دلم آتش زده
کشته شد نفسم از این شرمندگی
از بدیهایم چنان بگذشته اند
گشته ام مدیون این شرمندگی
من نگفته او کرامت می کند
ای خدا شرمم از این شرمندگی
هر چه می گویم چنان پاسخ دهند
قلب من مسحور این شرمندگی
بیت اولاد علی بیت وفاست
ای خدا قربان این شرمندگی
دست زهرا دست امداد خداست
ای فدای شاه این شرمندگی
با حسینش در کنار شط خون
من شدم سیراب این شرمندگی
از رضای مهربان دارم حیا
ای فدای خانه شرمندگی
از کرامت گشته ام دیوانه من
تا به کی مسحور این شرمندگی
ای خدا باب کرامت را مبند
تو فزونی ده به این شرمندگی
زهرا فراهانی – دهم خرداد 1387

