پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
اهل عالم عشق من معصومه است
اهل عالم عشق من معصومه است
نور چشم و روح من معصومه است
بشنوید از دل که غوغا می کند
تک ترین محبوب من معصومه است
گل که نه دردانه موسی الرضاست
دانه الماس من معصومه است
با کرامت نام او مشحون شده
همدم شبهای من معصومه است
خواهر ماه علی موسی الرضا
آخرین امید من معصومه است
۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
عجب نوری است در سیمای بهجت

عجب نوری است در سیمای بهجت
چه سودایی است در صهبای بهجت
یقین محو جمال یار گشته
که در دل باز گشته نای بهجت
خوشا دلداده عشق الهی
جهان پرگشته از آوای بهجت
همه افرشتگان در صف نشسته
به استقبال از آقای بهجت
تو یکدم از خدا غافل نبودی
بدینسان شهره شد آقای بهجت
خوش آسودی تو در درگاه بانو
چه لبخندی است در سیمای بهجت
به پابوس کریمه آرمیدی
که قم شد جنة الماوای بهجت
طلب کن از خدا غفران و رحمت
به نام معجزه آسای بهجت
یقین بهجت شده مهمان یزدان
که خوش نوری است در سیمای بهجت
۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸

