تبليغاتX
..... کمی خودمونی تر

جمعه بیست و ششم مرداد 1386

میلاد ابا الفضل گرامی باد

آنگاه که برای اولین بار میان دو حرم قرار گرفتم ، هیبت و شکوه وصف ناشدنیت را با تمام وجود حس کردم . تو همچنان نگاهبان حریم برادر بزرگوارت حسینی . تو همچنان با گذشت قرنها پاسدار سرفراز استان شریف مولایت حسینی . آنگاه که برای اولین بار در بین الحرمین قدم گذاشتم دیگر هیچ آرزویی نداشتم . انگار به همه خواسته هام رسیده بودم .چه لذتی داشت به یکسو می نگریستی حرم زیبای حسین را نظاره می کردی

 و در سوی دیگر عباس با همان هیبت و با همان هیمنه در آستان برادر پاسداری می داد . و وارد شدن در حرم تو ای حامی همیشگی برادر برای من بسیار سخت و دشوار بود .  پاهایم می لرزید و از روسیاهی سرم را بزیر افکنده بودم و آرام آرام قدم بر میداشتم و چه زیبا بود آن لحظه که خنکی آبهای روان را در زیر دستانم حس کردم. آن زمان بود که با همه ذرات وجودم

 به این حقیقت رسیدم که آب هم فدایی توست . همان آبی که به دلیل تشنگی برادر ت و فرزندانش از آن ننوشیدی و آب را برای همیشه شرمنده غیرت و جوانمردی خود کردی …..

 و عاشقانت چه مشتاقانه ضریحت را در بر می گرفتند و جواز حضور در حرم ابا عبد الله را ملتمسانه از تو طلب می کردند .

 

عباس ای تکسوار کارزار کربلا

 هنوز مادر گیتی جوانی به جوانمردی و غیرت تو نیافریده است . هنوز جوانی اینگونه عاشق ولایت پا به عرصه گیتی نگذاشته است وهنوز تو ای ابا الفضل سردار یگانه میدان جوانمردی و غیرتی .

سقای جوانمرد کربلا و پاسدار همیشگی حریم حسین میلاد شریفت مبارک باد…..

 

نوشته شده توسط زهرا فراهانی در 20:1 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم خرداد 1386

مهرورزی واقعی را از اهل بیت پیامبرصلوات الله علیهم بیاموزیم

مهرورزی واقعی را از اهل بیت پیامبرصلوات الله علیهم بیاموزیم

 

چند روزی بیشتر به ایام ولادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها باقی نمانده بود ­­ تصمیم گرفته بودم هر طور شده پوستری هر چند ابتدایی و غیر حرفه ای ترسیم کرده  و همزمان با میلاد با برکت کریمه اهل بیت درمحل اداره منطقه 9 و سالن دبیرستان خودمان نصب کنم . بالاخره هر طور بود پوستر ساده ای.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زهرا فراهانی در 18:35 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم خرداد 1386

ام شهاب خادم بی قرار ابا عبدالله

  ام شهاب خادم بی قرار ابا عبدالله

 

....دومين روزي بود كه در كربلا اقامت داشتيم . نمي توانم بگويم كه چه حالي داشتم ، حالتي بين شوق و سرمستي ، هشياري و مستي ، خواب و بيداري ، نمي دانم از كداميك از خاطرات بياد ماندنيم تعريف كنم ، اما يكي را كه به نظر خودم از بقيه جالبتر است برايتان تعريف مي كنم  ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زهرا فراهانی در 18:30 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم خرداد 1386

شب جمعه بیاد ماندنی در نجف اشرف

شب جمعه بياد ماندني در نجف اشرف

 

نمي دانم از كدام خاطره  سفرم به عتبات عاليات سخن بگويم . حضور در كربلا و نجف  سراسر خاطره است . اصلا از زماني كه قصد مي كني به زيارت آن بزرگواران نائل شوي ،همه افكار ، رفتار و  مشاهدا تت ، به آرشيو زيباترين خاطراتت مي پيوندد ......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط زهرا فراهانی در 18:28 |  لینک ثابت   •